نویسنده: روزبه سعادتی

آنچه این روزها به نام فوتبال پیش روی ماست، نه صرفا فوتبال است و نه تنش‌های مرسوم هواداری. چیزی که در قالب فوتبال و حواشی آن عمل می‌کند، سیاست شرم است؛ همان سازوکاری که هر وقت حاشیه صدا پیدا می‌کند، فعال می‌شود تا آن صدا را عقب براند، خنثی کند و به سکوت برگرداند. آنچه در بازی اخیر تیراختور و پرسپولیس رخ داد -از واکنش کاپیتان تیراختور و انفجار خشم سکوها- در خلا اتفاق نیفتاد. آنها بر بستری از تحقیر انباشته‌ شده پدید آمدند؛ سال‌ها شعار نژادی، سال‌ها کلیشه‌ «ترک خر» و عادی‌سازی توهین به نام کری‌خوانی. سال‌هاست رسانه‌های مرکز کور شده‌اند و مربی و بازیکن تورک تیم مرکز نیز، حتی یک‌ بار زبان به اعتراض نگشوده‌اند. این سکوت، بی‌طرفی نیست، نوعی مشارکت است که تحقیر را تثبیت می‌کند و به آن مشروعیت می‌دهد. در چنین بستری، خشم سکوهای تیراختور نه انحراف، که واکنشی با تاخیر، به خشونت سیستماتیک است. – در چنین زمینه‌ای، مطالبه‌ عمل اخلاقی از تماشاگر تحقیر شده، خود شکلی از خشونت است. اخلاق هرگز بیرون از مناسبات قدرت شکل نمی‌گیرد. وقتی توهین از سوی مرکز نهادینه می‌شود، انتظار خویشتن‌داریِ زیباشناختی از حاشیه، یعنی تحمیل اطاعت با روکش اخلاق. یعنی از حاشیه انتظار می‌رود، رنجش را آن قدر ملایم طرح کند تا مرکز ناراضی نشود. خشم حاشیه اگر زیبا نباشد، نامشروع می‌شود. خشمی که نه محصول بی‌فرهنگی، که نتیجه‌ انباشت بی‌صدایی پیرامون است. – اما آنچه باید بیشتر نگرانش بود، نه سکوهای مرکز، که واکنش منبری و اتو کشیده قسمی از فعالان تورک است که شتابان به قضاوت  می‌نشینند، بدون تحلیلی زمینه‌مند و با واژگانی آشنا علیه طرفداران تیراختور؛ لمپن، افراطی، بی‌فرهنگ و… این قضاوت‌ها اغلب نه از موضع نقد، بلکه از ذهنیتی آسمیله می‌آیند. این قشر، هنوز جهان را از چشم مرکز می‌بینند؛ از چشم همان‌ها که سال‌ها تحقیرشان کرده‌اند. آنها پیشاپیش خود را متهم و مظنون فرض کرده‌اند و می‌کوشند با محکوم‌ کردن «ما»، مرکز برایشان گواهی اعتدال صادر کند. این سیاست، سیاست مقاومت نیست، سیاست فاصله‌گذاری از بدن جمعیِ تحقیر شده است. اینجا اخلاق به ابزاری بدل می‌شود، برای تطهیر و تبرئه واعظ و برای تضمین اعتبار او در چشم مرکز! – الگویی که با آن مواجه‌ایم در بسیاری از تجربه‌های جهانی مشابه دیده شده؛ این توهم که اگر حاشیه مودب‌تر و خنثی‌تر رفتار کند، مرکز بالاخره او را به رسمیت خواهد شناخت. این امید، توهمی ساختاری‌ست که کارکردی اساسا سیاسی دارد؛ خودِ ساختار آن را تولید می‌کند تا حاشیه را در چرخه‌ انتظار نگه دارد. توهمی که اتفاقا، تاریخ به عکس آن گواهی می‌دهد. نه در جنبش حقوق مدنی آمریکا، نه در مبارزات ضدآپارتاید و نه در جنبش‌های زبانی و فرهنگی اروپا، هیچ حقی با رعایت سلیقه قدرت به دست نیامده است. قدرت هرگز با زبان مورد علاقه‌ خود، به چالش کشیده نمی‌شود و تاریخ، همیشه با گسست‌ها، اخلال‌ها و شکاف‌ها پیش رفته است! – تزریق شرم، ابزار کنترل حاشیه است؛ به‌ جای مواجهه با خشونت و تحقیر، واکنش قربانی را مسئله‌دار می‌کنند. به‌ جای محکوم کردن نژادپرستی، خشم متقابل را بی‌اخلاق می‌خوانند. در این جابجایی، مسئله عوض می‌شود؛ دیگر بحث بر سر تحقیر ساختاری نیست، بلکه بر سر رفتار بدِ ماست و فعالِ شرمگین، ناخواسته یا آگاهانه، در این جابجایی نقش واسط را بازی می‌کند؛ او، صراحتا خشونت مرکزگرایان را نامریی می‌کند و واکنش حاشیه را برجسته. او، خشم حاشیه را از سیاست تهی و از تاریخ جدا می‌کند و آن را به مسئله‌ شخصیت تقلیل می‌دهد. – این یادداشت دفاع از فحاشی نیست، دفاع از فهم میدان است و دفاع از درک وضعیت. وقتی اخلاق از ساختار تحقیر چشم‌پوشی می‌کند و فقط رفتار بی‌صدایان را می‌سنجد، اولین قربانی‌اش صدای معترض است. نمی‌توان از جماعتی که سال‌ها با کلیشه‌های نژادی خطاب شده‌اند، انتظار داشت واکنش‌شان در قالبی بیان شود که همان تحقیرکنندگان تاییدش می‌کنند. این انتظار، تداوم همان نظم ناعادلانه‌ست؛ شکلی از خشونت موجود. – تا وقتی نژادپرستیِ ساختاری، مسئله‌ اصلی‌ست، هر دعوتی به سکوتِ متمدنانه و انفعال نجیب، دعوت به تداوم وضعیت است. فاصله‌ گرفتن از «ما» برای نزدیک‌ شدن به مرکز، نه سیاست است و نه اخلاق؛ نوعی انکارِ خود است. حاشیه با عذرخواهی آزاد نمی‌شود، با محکوم کردن خود هم. رهایی در فریاد زدن صریح زخم‌هاست، حتی اگر این فریاد، گوش مرکز و مرکزگرایان را بیازارد.‌ ‌ ‌ – مسئله‌ این متن نه اخلاقی تزئینی، بلکه اخلاقی‌ست که در دل نزاع‌ و در نسبت با قدرت و ضدقدرت معنا پیدا می‌کند؛ اخلاقی که نه برای آرام‌ کردن وجدانِ طرف مسلط و سلب مسئولیت از مرکز، که برای فهم موقعیتِ در حاشیه مانده‌ها و صورت‌بندی مقاومت به کار می‌آید. اخلاقی که قرار نیست نظم مسلط را دلخوش کند!‌‌‌

By admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *